مرتضى مطهرى

477

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تغيير كند قانون هم طبعاً بايد تغيير كند . از نظر اين عده معنى اينكه مقتضيات زمان فرق مىكند اين است كه نيازهاى بشر تغيير مىكند . مثالى ذكر مىكنيم : آيا در صدسال پيش بشر نياز داشت كه براى خيابانها و ترافيك شهر يك سلسله مقررات راهنمايى وضع كند كه مثلًا از طرف راست حركت كنند ، سبقت در چهارراه‌ها جريمه دارد ؟ خير ، براى اينكه چنين نيازى نبود . در عصر الاغ سوارى ترافيك به عنوان يك مسئله براى بشر وجود نداشت . اين يك مسأله‌اى است كه ماشين به وجود آورده است . و همچنين بسيارى از مقررات بين المللى . مثلًا مقررات كشتيرانى بين المللى كه در اقيانوسها در شاهراهها حقوق بين المللى چه اقتضا مىكند . اصلًا نيازش در قديم نبود . نياز ، نياز جديدى است و قانون قانون جديدى . يا در مقررات هوايى ميان ملتها ، مقررات مشترك و عمومى وجود دارد . چون نيازها تغيير مىكند پس قوانين بايد تغيير كند . پاسخ اين سخن البته سخن ديگرى است و روى اين مطلب بايد بحث شود . اين مطلب راست است كه شرايط زندگى بشر متغير است و نيازهاى بشر تغيير مىكند ولى مطلب به اين سادگى نيست . بشر يك نيازهاى ثابت و هميشگى دارد و يك نيازهاى متغير و موقت . همهء نيازهاى بشر متغير نيست . نيازهايى كه مربوط به معنى زندگى انسان است ثابت است و نيازهايى كه مربوط به شكل و صورت زندگى انسان است متغير و متحول است . شما نمىتوانيد اين مطلب را كه شكل زندگى دائماً تغيير مىكند دليل بگيريد كه روح زندگى هم هميشه بايد تغيير كند . مسائل دينى متوجه روح زندگى است نه شكل زندگى . شما اگر در خود اسلام مطالعه كنيد - و اين از مميّزات اسلام است - در يك جا نمىبينيد كه اسلام روى شكل و صورت زندگى تكيه كرده باشد ، بگويد من همين صورت را مىخواهم ، اين صورت نبايد تغيير كند . هميشه روى روح و معنى زندگى تكيه مىكند . انسان و جهان هم همين گونه است . اينكه مىگويند جهان همه چيزش تغيير مىكند ، آن جور « همه چيز » هم درست نيست . طبيعت ، وجههء متغير جهان است اما اگر جهان يك وجههء ثابتى نمىداشت اين وجههء متغير را هم محال بود داشته باشد . اگر همه چيز تغيير كند - آن‌طور كه هراكليتوس در قديم گفته است و در عصر ما